ترجمه "media" به فارسی

رسانه, مدیا, وسایل ارتباط جمعی بهترین ترجمه های "media" به فارسی هستند.

media noun دستور زبان

Means and institutions for publishing and broadcasting information. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسانه

    noun

    the journalists and other professionals who comprise the mass communication industry

    So those laws are going to kind of spread throughout all media.

    لذا اين قوانين در كل رسانه پخش خواهند شد.

  • مدیا

    the journalists and other professionals who comprise the mass communication industry [..]

    Did you hear what happened over at National Media?

    شنیدهای چه اتفاقی در بنگاه تبلیغات نشنال مدیا افتاده؟

  • وسایل ارتباط جمعی

    But now, thanks to the internet, thanks to the explosion of mass media,

    اما امروز در سایه اینترنت و انفجار وسایل ارتباط جمعی

  • ترجمه های کمتر

    • (آواشناسی) بندش واکدار (voiced stop هم می گویند)
    • (از ریشه ی فارسی) سرزمین ماد (در باختر ایران - پایتخت آن : اکباتان یا همدان)
    • (با: the - معمولا با فعل مفرد) رسانه ها (رادیو و روزنامه و تلویزیون و غیره)
    • (کالبد شناسی - لایه ی میانی جدار رگ خون و لنف) میان لایه
    • جمع واژه ی : medium
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " media " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Media proper

a historical region in northwestern Iran, originally inhabited by the Medes [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماد

    territories corresponding to the empire ruled by dynasts from Media [..]

    (b) What unusual trait does the prophecy mention about Media’s armies?

    ب) نبوت فوق چه خصوصیت عجیبی را در مورد سپاهیان ماد مطرح میسازد؟

  • وسایل ارتباط جمعی

    But now, thanks to the internet, thanks to the explosion of mass media,

    اما امروز در سایه اینترنت و انفجار وسایل ارتباط جمعی

تصاویر با "media"

عباراتی شبیه به "media" با ترجمه به فارسی

  • (به کار بردن مداد شمعی و رنگ و آبرنگ و غیره در یک نقاشی) نقاشی آمیخته · نقاشی آمیخته
  • اصحاب رسانهها
  • معتزله
  • مواد حاجب
  • عفونت گوش میانی
  • (ادبیات - لاتین : در میان عمل یا داستان) آغاز کردن داستان از وسط آن (و شرح قسمت اول آن به طور غیرمستقیم)
  • سوبستراهاي خاك · محيط رشد ريشهزايي · محیط رشد
  • ادغام رسانهای
اضافه کردن

ترجمه های "media" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه