ترجمه "meek" به فارسی
فروتن, ملایم, سربهزیر بهترین ترجمه های "meek" به فارسی هستند.
meek
adjective
verb
دستور زبان
Humble, modest, meager, or self-effacing. [..]
-
فروتن
adjectivehumble, modest, or self-effacing
Mrs. Otter, meek, mediocre, and self satisfied, wore an air of importance.
خانم او تر، فروتن، متوسط، و خشنود و از خود راضی احساس بزرگی میکرد.
-
ملایم
adjectiveThe same meek and humble ascetics will rise up and go out to work for the great cause.
همین زاهدان متواضع و ملایم بار دیگر قیام خواهند کرد و اقدامات بزرگی انجام خواهند داد.
-
سربهزیر
submissive, dispirited
-
ترجمه های کمتر
- حلیم
- رام
- مهربان
- مطیع
- آرام
- باحوصله
- سست
- (مهجور) مهربان
- بی حال
- بی دست و پا
- بی عرضه
- زود تسلیم
- سر به زیر
- کم اراده
- کم جربزه
- کم دل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " meek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "meek" با ترجمه به فارسی
-
افتادگی · حلم · شکسته نفسی · فروتنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن