ترجمه "meetness" به فارسی
شایستگی, مناسبت بهترین ترجمه های "meetness" به فارسی هستند.
meetness
noun
دستور زبان
fitness; suitability; propriety [..]
-
شایستگی
-
مناسبت
Again we meet to celebrate With badge and solemn rite,
به مناسبت سالگرد روزنامه امشب دوباره گرد هم میآییم تا جشن بگیریم،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " meetness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "meetness" با ترجمه به فارسی
-
(به طور موثر) رسیدگی کردن · (دید یا چشم و غیره) به هم دوخته شدن 1 · (نادر) سزاوار · آشناشدن · از عهده برآمدن · انجام دادن · انجمن کردن · برآورده کردن · برخوردن به · به هم خوردن · تجربه کردن (چیز ناخوشایند) 0 · تلاقی کردن · تماس حاصل کردن · تماس گرفتن · جلسه · جلسه تشکیل دادن 2 · درخور · دیدار · دیدار کردن · دیدارگاه 4 · روبرو شدن با · سوار کردن · شرکت کننده در گردهمایی · محل گردهمایی · مسابقه · مصاف کردن · معرفی شدن · ملاقات كردن · ملاقات کردن · مناسب · مواجه شدن با · ناورد · نشست · همداوی 3 · هنگام ورود کسی یا چیزی حضور داشتن · پاسخ دادن · پیشواز رفتن · کفاف دادن · گرد هم آمدن (برای معامله یا مذاکره وغیره) · گردهمایی (به ویژه ورزشی)
-
تاجايتحا نتشاد
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
جلسه · جلسه- ملاقات
-
تجمع عظیم · هم آیند بزرگ · گردهمایی همگانی
-
پیچ امین الدوله
-
چقدر خوب است بالاخره شما را ملاقات کردم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن