ترجمه "megrim" به فارسی
میگرن, افسردهماهی, افسردگی بهترین ترجمه های "megrim" به فارسی هستند.
megrim
noun
دستور زبان
(now rare) A headache; a migraine. [from 15th c.] [..]
-
میگرن
noun -
افسردهماهی
species of fish
-
افسردگی
nounLydgate was abrupt but not irritable, taking little notice of megrims in healthy people;
لایدگیت بیملاحظه بوداما زود به خشم نمیآمد، و به افسردگی اشخاص تندرست اهمیتی نمیداد؛
-
ترجمه های کمتر
- خیال
- (جمع - نادر) روحیه ی بد
- (قدیمی) هوس
- (مهجور) رجوع شود به migraine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " megrim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن