ترجمه "melancholy" به فارسی
مالیخولیا, مالنخولیا, افسردگی بهترین ترجمه های "melancholy" به فارسی هستند.
melancholy
adjective
noun
دستور زبان
Affected with great sadness or depression. [..]
-
مالیخولیا
nounSadness or depression
Scarlett felt her heart beat faster as the sweet melancholy of the waltz came to her:
اسکار لت احساس کرد قلبش تند تر میزند، با شنیدن این والس سنگین، حالتی از مالیخولیا به او دست داده بود.
-
مالنخولیا
Sadness or depression
-
افسردگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- محزون
- غم
- اندوه
- مالیخولیایی
- حزن
- اندوهگین
- سودایی
- اسفناک
- غمزده
- سودازده
- دلمرده
- (روانشناسی) مالیخولیا
- (مهجور) دچار مالیخولیا
- (مهجور) سودا
- اندوه انگیز
- تاسف انگیز
- حزن آور
- در تفکر
- دل مردگی
- روان تیرگی
- روان فسردگی
- سیاه زرداب
- غم انگیز
- ماتم زدگی
- محزون و متفکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " melancholy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "melancholy" با ترجمه به فارسی
-
خاطرات روسپیان غمگین من
اضافه کردن مثال
اضافه کردن