ترجمه "meliorate" به فارسی
بهترشدن, اصلاح کردن, بهبود بخشیدن بهترین ترجمه های "meliorate" به فارسی هستند.
meliorate
verb
دستور زبان
(transitive) To make better, to improve; to heal or solve a problem. [..]
-
بهترشدن
verb -
اصلاح کردن
verb -
بهبود بخشیدن
-
ترجمه های کمتر
- بهبود یافتن
- بهتر شدن
- بهتر کردن
- بهتر کردن یا شدن
- رو به خوبی گذاشتن (بیشتر می گویند: ameliorate)
- چاره کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " meliorate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "meliorate" با ترجمه به فارسی
-
بهتر شونده
-
(زبان شناسی - فرایند بهتر شدن معنی واژه) بهچمی · بهباش · بهبود · بهسازی · بهسویی · بهگری · پیشرفت
-
(این باور: جهان طبیعتا رو به بهبود می رود و کوشش انسان می تواند این فرایند را تشدید کند) بهسوی گرایی · (بهتر کردن جامعه از راه بهسازی شرایط زندگی) بهبودگرایی
-
بهبودی بخش
-
ملیوریسم
-
اصلاح زمین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن