ترجمه "mell" به فارسی
آمیختن, (انگلیس - محلی), آمیزش کردن بهترین ترجمه های "mell" به فارسی هستند.
mell
verb
noun
دستور زبان
(intransitive, archaic) To deal, concern oneself; to interfere. [..]
-
آمیختن
verb -
(انگلیس - محلی)
-
آمیزش کردن
-
ترجمه های کمتر
- خالت کردن
- فضولی کردن
- مخلوط کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن