ترجمه "melon" به فارسی
خربزه, هندوانه, یغما بهترین ترجمه های "melon" به فارسی هستند.
melon
noun
adjective
دستور زبان
Any of various fruits of the family Cucurbitaceae grown for food, generally not including the cucumber. [..]
-
خربزه
nounfruit [..]
I really hope they feed you melon rind sometimes.
من واقعا اميدوارم اونا بعضي وقتا بهت پوست خربزه ، غذا بدن
-
هندوانه
nounIn the dawn we passed a melon field
هنگام طلوع آفتاب از کنار جالیزی که در آن هندوانه کاشته بودند عبور میکردیم.
-
یغما
noun
-
ترجمه های کمتر
- بهره
- برد
- (امریکا - خودمانی) سود
- (گیاه شناسی) انواع گیاهان خانواده ی کدو که گوشت آبدار و خوراکی و تخم فراوان دارند مانند هندوانه و طالبی و غیره
- دستاورد سیاسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " melon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "melon"
عباراتی شبیه به "melon" با ترجمه به فارسی
-
قاشقک هندوانه
-
هنداونه ی لیمویی (Citrullus vulgaris به ویژه : citroides)
-
تیل
-
خربزه ی قندک (پوست صاف و سفید متمایل به سبز دارد و گوشت آن نیز متمایل به سبز است)
-
خربزه
-
خربزهها · خربزههای زمستانی
-
رجوع شود به casaba
-
خربزهها · خربزههای زمستانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن