ترجمه "membrane" به فارسی
غشاء, پوسته, غشا بهترین ترجمه های "membrane" به فارسی هستند.
A flexible enclosing or separating tissue forming a plane or film and separating two environments (usually in a plant or animal). [..]
-
غشاء
nounextended physical object in string theory
You see these plates, and you see the compliant membrane.
شما صفحات و غشاء های سازگار را مشاهده می کنید.
-
پوسته
nounHed think you liked to keep membranous substances intact, wouldnt he?
ممکن بود بگوید تو ترجیح میدهی اجسام پوسته دار را همانطور دستنخورده نگهداری، نه؟
-
غشا
nounthin, film-like structure that separates two fluids, acting either as a selective barrier or a separating structure
His cell sample's membranes still aren't absorbing the inhibiter.
غشا سلوليش هنوز داره داروي بازدارنده رو جذب ميکنه
-
ترجمه های کمتر
- پوست
- پرده
- بچ
- شامه
- پوشه
- (زیست شناسی - کالبد شناسی) شامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " membrane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "membrane" با ترجمه به فارسی
-
تخممرغهاي بدون پوسته · تخمهای با پوسته نرم · غشاهای پوسته تخم مرغ · پوسته تخم مرغ
-
غشاهاي زرده · غشاهای تخم
-
غشاهای نیمهتراوا
-
پروتئین غشائی
-
غشاهای پروتئینی مصنوعی
-
بکری
-
غشاهای جنینی · پردههای جنینی
-
غشاء نیمهتراوا