ترجمه "memento" به فارسی

یادگاری, یادبود, خاطره بهترین ترجمه های "memento" به فارسی هستند.

memento noun دستور زبان

A keepsake; an object kept as a reminder of a place or event. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یادگاری

    noun

    a keepsake

    Yeah, it's not like it's a memento or anything.

    آره ، آن است مانند آن یادگاری یا هر چیزی.

  • یادبود

    noun

    a keepsake

    I have worn it since the day I lost my only treasure, as a memento of her.

    از همان روزی که تنها گنجینهام را از دست دادم این را به عنوان یادبود با خودم دارم.

  • خاطره

    noun

    Perhaps my body would have the strength to rid itself of this memento if I had a physician of real skill.

    اگر یک دکتر واقعأ ماهر داشتم شاید از دست این خاطرات بد خلاص میشدم

  • ترجمه های کمتر

    • سوغات
    • یادگار
    • یادآور
    • (کلیسای کاتولیک) هر یک از دو دعای عشای ربانی که یکی برای مردگان و دیگری برای زندگان است
    • ره اورد
    • هر چیز هشدار دهنده یا عبرت انگیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " memento " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "memento"

عباراتی شبیه به "memento" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "memento" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه