ترجمه "memorial" به فارسی

یادبود, یادواره, گرامیداشت بهترین ترجمه های "memorial" به فارسی هستند.

memorial adjective noun دستور زبان

A structure, such as a monument, intended to celebrate the memory of a person or event [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یادبود

    noun

    I think that's her obsession the memory of the old slave driver she married.

    فکر میکنم که تمام فکروی همین بوده باشد، یادبود بردهدار پیری که وی با او ازدواج نمود.

  • یادواره

    object which serves as a focus for memory of something

  • گرامیداشت

    In honor of her memory, I pledge 5,000 men to the Song army.

    برای گرامیداشت یاد ایشون ، من قولِ 5000 سرباز به ارتش " سونگ " میدم.

  • ترجمه های کمتر

    • یادگار
    • تذکر
    • یادآور
    • یادانداز
    • یاددارانه
    • عرضحال
    • عریضه
    • یادی
    • (دیپلماسی) یادداشت غیررسمی
    • حافظه ای
    • خواهش نامه
    • لوحه یادبود
    • مجلس تذکر
    • وابسته به یاد و خاطره و حافظه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " memorial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "memorial"

عباراتی شبیه به "memorial" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "memorial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه