ترجمه "memory" به فارسی

حافظه, یاد, یادگار بهترین ترجمه های "memory" به فارسی هستند.

memory noun دستور زبان

(uncountable) The ability of an organism to record information about things or events with the facility of recalling them later at will. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حافظه

    noun

    RAM or ROM [..]

    Amnesia means "loss of memory".

    بیماری فراموشی به معنای «از دست رفتن حافظه» است.

  • یاد

    noun

    ability to recall

    But I honour his memory, for he was very valiant.

    اما با افتخار از خاطراه او یاد میکنم، چرا که خیلی متهور بود.

  • یادگار

    stored record

    Is it a memory of your home, or perhaps of your mother?

    یادگار وطن است، یا مادرت؟

  • ترجمه های کمتر

    • ذهن
    • خاطره
    • خاطر
    • یادبود
    • هوش
    • نیکنامی
    • یادبرداری
    • یادداری
    • یادوهوش
    • یادگنجایی
    • بیر
    • ابقا
    • ناموری
    • ویر
    • (شخص یا چیز یا رویداد) در یاد
    • (کامپیوتر - دستگاه ضبط و نگهداری و پس خوراندداده ها) یادبردار
    • (کامپیوتر) یادانبار
    • برم
    • بهداشت رواني
    • توانایی ذهنی
    • در خاطره
    • رجوع شود به pastic memory
    • شهرت (به ویژه پس از مرگ)
    • ظرفيت يادگيري
    • ظرفیت حافظه
    • نیروی حفظ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " memory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Memory
+ اضافه کردن

"Memory" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Memory در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "memory" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "memory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه