ترجمه "mental" به فارسی
عقلانی, ذهنی, فکری بهترین ترجمه های "mental" به فارسی هستند.
mental
adjective
noun
دستور زبان
of or relating to the mind or an intellectual process [..]
-
عقلانی
My children are perfect, physically and mentally.
بچه های من بدون نقص هستن هم جسمانی و هم عقلانی
-
ذهنی
Maybe she could hear the loud whispers the gossip was verbal as well as mental today.
شاید او میتوانست صدای زمزمههای بلند را بشنود امروز شایعات ذهنی، بر زبان هم آورده میشدند.
-
فکری
Doctor Herzenstube roundly declared that the abnormality of the prisoner's mental faculties was self evident.
هرزنستوپ خاطرنشان ساخت که وضع غیرعادی قوای فکری متهم امری مسلم است.
-
ترجمه های کمتر
- هوشی
- دماغی
- دورآگاهانه
- زنخدانی
- زنخی
- خردی
- (روان شناسی) روانی
- (عامیانه) دیوانه
- وابسته به دورآگاهی (telepathy)
- وابسته به مغز و عقل
- وابسته به چانه
- چانه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mental " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mental" با ترجمه به فارسی
-
از لحاط دماغی · ذهنا · روحا · عقلا
-
اغتشاش · کنفوزیون
-
فروپاشی روانی
-
(قدیمی) رجوع شود به mental retardation
-
عصب چانهای
-
درمان روانی
-
عقب افتادگی فکری · پس ماندگی ذهنی · کند ذهنی · یركف دشر مدع
-
انقلاب فکری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن