ترجمه "merging" به فارسی
ملحق کردن ترجمه "merging" به فارسی است.
merging
noun
verb
دستور زبان
Present participle of merge. [..]
-
ملحق کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " merging " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "merging" با ترجمه به فارسی
-
زمینه ادغام
-
(از راه گوارش یا درهم آمیزی یا جذب ماهیت خود را از دست دادن) درهم آمیختن · ادغام کردن · به هم پیوستن · درهم ادغام شدن · مستحیل کردن یا شدن · هم پیوست کردن یا شدن · يكي كردن · یک کاسه کردن یا شدن · یکپارچه کردن یا شدن
-
سلول ادغام شده
-
ادغام نامه
-
تکمیل ادغام
-
(از راه گوارش یا درهم آمیزی یا جذب ماهیت خود را از دست دادن) درهم آمیختن · ادغام کردن · به هم پیوستن · درهم ادغام شدن · مستحیل کردن یا شدن · هم پیوست کردن یا شدن · يكي كردن · یک کاسه کردن یا شدن · یکپارچه کردن یا شدن
-
(از راه گوارش یا درهم آمیزی یا جذب ماهیت خود را از دست دادن) درهم آمیختن · ادغام کردن · به هم پیوستن · درهم ادغام شدن · مستحیل کردن یا شدن · هم پیوست کردن یا شدن · يكي كردن · یک کاسه کردن یا شدن · یکپارچه کردن یا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن