ترجمه "merit" به فارسی
شایستگی, استحقاق, قدر بهترین ترجمه های "merit" به فارسی هستند.
Something deserving either good or bad recognition. [..]
-
شایستگی
nounAnd this silence about Dokhturov is the clearest testimony to his merit.
همین سکوت درباره داختوروف لیاقت و شایستگی او را آشکاراتر و گویاتر از همه به اثبات میرساند.
-
استحقاق
nounBy nature, none of us have any merit by which we can earn redemption.
ما انسانهای گناهکار در واقع استحقاق آن را نداریم که خدا ما را از بندگی گناه آزاد کند.
-
قدر
for never was there a human creature who would so designedly suppress her own merit.
چون هیچوقت هیچ آدمی وجود نداشته که این قدر شایستگیهای خود را به عمد دستکم بگیرد.
-
ترجمه های کمتر
- استحقاق داشتن
- لیاقت
- ارزش
- شايستگي
- نشان
- خوبی
- سزاواری
- پاداش
- مدال
- سزاواربودن
- سزیدن
- شايستگی
- شایستن
- شایندگی
- پاکدامنی
- عفت
- نیکویی
- جایزه
- (جمع) محسنات
- (چیز) ارزشمند
- در خور قدردانی یا پاداش (و غیره)
- در خوربودن
- سزاوار بودن
- شایستگی داشتن
- شاینده بودن
- نکات خوب و بد هرچیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " merit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Merit" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Merit در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "merit" با ترجمه به فارسی
-
(ارتش امریکا) مدال شایستگی (که به غیرنظامیان داده می شود)
-
(امریکا - مدال ارتشی که به خاطر شجاعت به سربازان خودی و بیگانه داده می شود) نشان دلیری
-
افزایش حقوق بر اساس شایستگی
-
محاسن · محسنات
-
روش ترفیع و اضافه حقوق و غیره بر حسب شایستگی شخص (نه برحسب سال های خدمت یا مدرک تحصیلی و غیره) · روش شاینده سالاری