ترجمه "merrily" به فارسی

خوش, باخوشی, باسرور بهترین ترجمه های "merrily" به فارسی هستند.

merrily adverb دستور زبان

In a cheerful or merry manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوش

    adjective

    I merrily sing, While the white foam rises high

    وقتی کفهای سفید صابون بالا میآیند، من، ترانهی حبابها را، خوش و شاد، آرام آرام میخوانم!

  • باخوشی

  • باسرور

  • ترجمه های کمتر

    • باوجد
    • بشادمانی
    • شادمانه، خوش و خرم، طربناک
    • از روی خوشی
    • از روی نشاط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " merrily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "merrily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه