ترجمه "merrymaker" به فارسی
شادمان, خوش, شرکت کننده درجشن وسرور بهترین ترجمه های "merrymaker" به فارسی هستند.
merrymaker
noun
دستور زبان
One who makes merry; a reveler or celebrant. [..]
-
شادمان
adjective -
خوش
adjectivethe week of merrymaking did not fit her for going on easily with the task she never liked.
و آن یک هفتهی خوش کافی نبود تا بتواند با راحتی به سر کاری که اصلاً دوست نداشت برود.
-
شرکت کننده درجشن وسرور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " merrymaker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "merrymaker" با ترجمه به فارسی
-
جشن · جشن و شادی · جشنواره · شادی و پایکوبی · ضیافت · عیش و طرب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن