ترجمه "messenger" به فارسی
پیک, رسول, پیغام رسان بهترین ترجمه های "messenger" به فارسی هستند.
One who brings messages. [..]
-
پیک
nounone who brings messages
Twice the messenger has returned, and has gone unanswered.
پیک دوباره آمده و بدون گرفتن جواب برگشته.
-
رسول
nounWho is blind, if not my servant, and who is deaf as my messenger whom I send?
کیست که مثل بندهٔ من کور باشد، و کیست که کر باشد مثل رسول من که میفرستم؟
-
پیغام رسان
one who brings messages
but like a messenger I have simply performed the commission given me.'
من فقط به عنوان یک پیغام رسان آمدم، همین و بس.
-
ترجمه های کمتر
- قاصد
- فرستاده
- پیامبر
- پیغمبر
- برید
- (قدیمی) رجوع شود به forerunner
- (قدیمی) رجوع شود به harbinger
- (کشتیرانی - طناب نازکی که به طناب کلفت تر و اصلی کشتی وصل می کنند تا بتوان آن را به محل دلخواه کشید) طنابکش
- تلگراف رسان
- طناب ربط
- نامه بر
- نامه رسان
- پیام آور
- پیام رسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " messenger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Messenger" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Messenger در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "messenger" با ترجمه به فارسی
-
آر.ان.آ پیک
-
(زیست شناسی) اسید ریبونوکلئیک پیامبر