ترجمه "metabolize" به فارسی

دگرگوهریدن, پزانیدن, (زیست شناسی) سوخت و ساز کردن بهترین ترجمه های "metabolize" به فارسی هستند.

metabolize verb دستور زبان

(intransitive) To undergo metabolism. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دگرگوهریدن

  • پزانیدن

  • (زیست شناسی) سوخت و ساز کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " metabolize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "metabolize" با ترجمه به فارسی

  • سوخت و ساز کربوهیدرات · متابولیسم كربوهيدرات
  • آنتاگونيستها · آنتیمتابولیتها · مهاركنندههاي متابوليك
  • (زیست شناسی) سوخت وساز · دگرگشت · دگرگونی · دگرگوهرش · سوخت و ساز · سوخت وساز · متابولیزم · متابولیسم · نيمرخ متابوليك · پزانش
  • تنفس · تهويه ريوي · حجم تنفسي · سوخت و ساز تنفسي · نفسكشيدن
  • (زیست شناسی) سوخت و سازی · دگرگوهرشی · وابسته به سوخت و ساز
  • سوخت و ساز · متابولیسم · نيمرخ متابوليك
  • دگرگونی · سوخت وساز · متابولیزم
  • آب متابولیک
اضافه کردن

ترجمه های "metabolize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه