ترجمه "metalwork" به فارسی

فلزکاری, اشیای فلزی, رجوع شود به metalworking بهترین ترجمه های "metalwork" به فارسی هستند.

metalwork noun دستور زبان

Objects made of metal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلزکاری

    production and processing of shaped workpieces made of metals

    'We have done well,' he said. But in metalwork we cannot rival our fathers, many of whose. secrets are lost.

    ما کارمان را خوب انجام دادهایم، اما در فلزکاری به پای پدرانمان نمیرسیم که اسرار کارشان به مقدار زیادی از دست رفته است.

  • اشیای فلزی

  • رجوع شود به metalworking

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " metalwork " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "metalwork" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "metalwork" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه