ترجمه "metaphysic" به فارسی
مابعدالطبیعه, متافیزیک, (نادر) ماورای طبیعت بهترین ترجمه های "metaphysic" به فارسی هستند.
metaphysic
adjective
noun
دستور زبان
(philosophy, archaic) Metaphysical. [..]
-
مابعدالطبیعه
having derived his notions from natural science writers who had never studied metaphysics
برداشتهای او از مابعدالطبیعه از نویسندگان علوم طبیعی که هرگز فلسفه نخوانده بودند، اقتباس شده بود
-
متافیزیک
The medieval metaphysics of Kant had given him the key to nothing,
متافیزیک کانت در سدههای میانه هیچ سر نخی به دستش نداد ،
-
(نادر) ماورای طبیعت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metaphysic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "metaphysic" با ترجمه به فارسی
-
(بخشی از فلسفه که با اصول اصلی فلسفه و وجود و واقعیت و منشا جهان و ساختار آن سروکار دارد) ماورای طبیعت · (در رشته های علمی) اصول و نظریات کلی · (عامیانه) استدلال پیچیده و دشوار · دیدمان وانگاشت های بنیادی · فراگیتا · فراگیتا شناسی · فلسفه ی گمانه ای · فلسفه ی گمانی · لاهوت شناسی · مابعدالطبیعه · متافیزیک
-
شاعران متافیزیکی
-
از روی علم ماوراطبیعت · ازراه حکمت · بطور مجردیامعنوی
-
(ادبیات انگلیس در سده ی هفتم به ویژه شعر John Donne و George Herbert که ویژگی آن عبارت بود از استعاره های زیرکانه و دیرفهمیدنی و سبک زیاده تخیل آمیز و پر تصنع) متافیزیکال · (معمولا تداعی منفی) پیچیده و دشوار · غامض · فراگیتایی · لاهوتی · ماورای طبیعی · وابسته به علم ماورای طبيعی · وابسته به ماورای طبیعت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن