ترجمه "mete" به فارسی

دادن, حد, سرحد بهترین ترجمه های "mete" به فارسی هستند.

mete verb noun دستور زبان

(transitive, archaic, poetic, dialectal) To measure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادن

    verb
  • حد

    noun

    Well, perhaps I was a bit too anxious to see proper justice meted out.

    شايد ، زيادتر از حد دلم ميخواست عدالت واقعى اجرا بشه

  • سرحد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مرز
    • (قدیمی) سنجیدن
    • (معمولا با: out) سهم دادن
    • اندازه گرفتن
    • بخش کردن
    • تحدید حدود
    • حصه کردن
    • خط مرزی
    • مقرر کردن
    • نشان مرزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mete " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mete" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) حدود و ثغور ملک (که در قباله ذکر شده)
اضافه کردن

ترجمه های "mete" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه