ترجمه "metering" به فارسی

اندازه گیری کردن ترجمه "metering" به فارسی است.

metering adjective noun verb دستور زبان

used to meter something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندازه گیری کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " metering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "metering" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به exposure meter · نور سنج
  • کنتور دستی
  • سنج
  • شعر حماسی
  • مانش سنج · پارکومتر
  • (امریکا) با دستگاه خودکار نامه های پستی را مهر زدن و دسته بندی کردن · (با هر گونه سنجش گر) سنجیدن · (دستگاه یا ابزار سنجش به ویژه برای اندازه گیری جریان برق یا گاز یا آب) کنتور · (شعر) دارای ... پا یا hexameter[ feet] · (شعر) وزن (در شعر انگلیسی بیشتر بستگی به تکیه یا فشار هجا ودرازای واکه دارد) · (کسی که کارش اندازه گیری است) اندازه گیر · افول · اندازه · اندازهگیر · بحر · به مقدار اندازه گیری شده فراهم آوردن · ترتیب و تعداد foot ها در هر سطر شعر · رجوع شود به parking meter · رجوع شود به postage meter · سنج [thermometer یا barometer] · سنج گر · سنجش گر · سنجه · متر · متر (یکان سنجش درازا برابر با 73/93 اینچ - مخفف آن : m) · متر کردن · مقیاس · میزان · وزن · وزن شعر · پسوند
  • کنتور دستی
  • کنتور هوشمند
اضافه کردن

ترجمه های "metering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه