ترجمه "metro" به فارسی
مترو, (معمولا با M بزرگ) مترو, راه آهن زیرزمینی بهترین ترجمه های "metro" به فارسی هستند.
metro
adjective
noun
دستور زبان
An underground railway, in particular that in Paris or Moscow. [..]
-
مترو
noununderground railway
She says she's trapped in a metro station and someone's trying to kill her.
اون گفت که در ايستگاه مترو گير افتاده و يه نفر ميخواد اون رو بکشه.
-
(معمولا با M بزرگ) مترو
-
راه آهن زیرزمینی
-
ترجمه های کمتر
- زیر راه
- مخفف : metropolitan
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Metro
Metro (1997 film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Metro" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Metro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "metro"
عباراتی شبیه به "metro" با ترجمه به فارسی
-
مرکز کار
-
مترو گلدوین مایر
-
متروی تهران
-
شبکه مترو
-
ایستگاه مترو
-
رحم [metrorrhagia] (پیش از واکه : -metr) · سنجی [metrology] · پیشوند: اندازه · پیشوند: زهدان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن