ترجمه "mettle" به فارسی
جربزه, خمیره, جوهر بهترین ترجمه های "mettle" به فارسی هستند.
mettle
noun
دستور زبان
A quality of endurance and courage. [..]
-
جربزه
Because at the end of the day, it wasn't about proving my mettle.
چون آخر سر معلوم شد قضیه در مورد جربزه ی من نبوده
-
خمیره
to prove their mettle.
خمیره شون رو داده باشیم.
-
جوهر
nounLet Father de Bricassart try his mettle against an Italian for a while.
بگذار پدر دوبریکاسار مدتی هم در برابر یک ایتالیایی جوهر خود را نشان دهد.
-
ترجمه های کمتر
- غیرت
- وتر
- طینت
- سرشت
- عصب
- رشته عصبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mettle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن