ترجمه "mew" به فارسی
بازداشتگاه, میاو, محبس بهترین ترجمه های "mew" به فارسی هستند.
mew
verb
noun
interjection
دستور زبان
(obsolete) A gull, seagull. [..]
-
بازداشتگاه
-
میاو
-
محبس
-
ترجمه های کمتر
- زندان
- (از نظر) پنهان کردن
- (جانورشناسی) گاکی (Larus canus)
- (صدای گربه) میو
- (معمولا با: up) در قفس کردن
- (پرنده به ویژه قوش) پر ریختن
- جای سری
- قفس (به ویژه قفس قوش)
- محبوس کردن
- مخفی گاه
- معومعو کردن
- میومیو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mew " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mew
دستور زبان
Any member of a Pokémon species that has paranormal powers and bipedal pink feline appearance. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Mew" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mew در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن