ترجمه "micrograph" به فارسی
ریزشکل, (تصویر یا هر چیزی که زیر میکروسکوپ دیده شود) ریز فرتور, (دستگاه نگارش شکل ها و حروف بسیار ریز) ریزنگار بهترین ترجمه های "micrograph" به فارسی هستند.
micrograph
verb
noun
دستور زبان
An image such as a photograph that presents the microscopic at a macroscopic scale. [..]
-
ریزشکل
-
(تصویر یا هر چیزی که زیر میکروسکوپ دیده شود) ریز فرتور
-
(دستگاه نگارش شکل ها و حروف بسیار ریز) ریزنگار
-
(دستگاهی که جنبش های بسیار کوچک را ضبط می کند) ریز جنبه نگار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " micrograph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "micrograph" با ترجمه به فارسی
-
ریزخرد
-
(با فعل مفرد) ریز دیس شناسی (ساختن و شناخت میکروفیلم و میکرو فیش و غیره)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن