ترجمه "microphone" به فارسی

میکروفون, میکروفن, ميكروفون بهترین ترجمه های "microphone" به فارسی هستند.

microphone verb noun دستور زبان

A device (transducer) used to convert sound waves into a varying electric current; normally fed into an amplifier and either recorded or broadcast. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میکروفون

    transducer of sound waves to electricity [..]

    Here's an example of a project using the microphone.

    این هم یک نمونه از پروژهایست که از میکروفون استفاده کرده است.

  • میکروفن

    noun

    Raise your hand, and we'll try to get you a microphone.

    دستتان رو بالا ببرید، و سعی می کنیم به شما میکروفن بدهیم.

  • ميكروفون

    A device used to convert sound waves into a varying electric current.

    I'm gonna talk into the microphone of love.

    ببين چه جوري نشونت ميدم كه عاشق ميكروفون هستم

  • ترجمه های کمتر

    • بلندگو
    • صدابر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " microphone " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "microphone"

عباراتی شبیه به "microphone" با ترجمه به فارسی

  • (با فعل مفرد) میکروفن شناسی · صدای دستگاه های ارتعاشی و الکترونیکی
  • میکروفون لیزری
اضافه کردن

ترجمه های "microphone" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه