ترجمه "microscope" به فارسی
میکروسکوپ, ریزبین, میکروسکپ بهترین ترجمه های "microscope" به فارسی هستند.
microscope
noun
دستور زبان
An optical instrument used for observing small objects. [..]
-
میکروسکوپ
an optical instrument [..]
He looked through the microscope.
او زیر میکروسکوپ را نگاه کرد.
-
ریزبین
nounan optical instrument
-
میکروسکپ
nounSo again this is what they can see under the microscope.
و این چیزیه که اونها میتوانند زیر میکروسکپ ببینند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " microscope " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "microscope"
عباراتی شبیه به "microscope" با ترجمه به فارسی
-
ریزبین الکترونیکی · میکروسکوپ الکترونی · میکروسکپ الکترونیکی
-
ذره بین
-
(microscopica هم می گویند) · بسیار ریز · تیزبین · خرده بین · دقیق · ریزبینانه · ریزبینی · موشکاف · میکروسکوپی · وابسته به میکروسکوپ
-
تجهیزات آزمایشگاهی · ميكروسكوپها
-
میکروسکوپ نوری
-
با ریز بین
-
میکروسکوپ نیروی الکترواستاتیک
-
رجوع شود به ultramicroscope
اضافه کردن مثال
اضافه کردن