ترجمه "microwave" به فارسی
ریزموج, تندپز, کهموج بهترین ترجمه های "microwave" به فارسی هستند.
microwave
verb
noun
دستور زبان
An electromagnetic wave with wavelength between that of infrared light and radio waves. [..]
-
ریزموج
nounform of electromagnetic radiation
-
تندپز
nounAn appliance for cooking food using microwave energy.
-
کهموج
-
ترجمه های کمتر
- (خوراک را) در مایکروویو پختن
- (خوراک پز) مایکروویو
- با خوراک پز کهموجی پختن
- خوراک پز کهموجی
- ریز موج
- میکرو ویو
- کهموج (میان 003 تا 000003 مگاهرتز)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " microwave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "microwave"
عباراتی شبیه به "microwave" با ترجمه به فارسی
-
تابش زمینه کیهانی
-
تندپز · دستگاه مایکروویو · ریز موج · میکرو ویو
-
تابش ریزموج
-
رادار
-
آشپزي با ريزموج · آشپزی با تندپز · آشپزی با میکوویو
-
اجاقهای ریزموجی · اجاقهای میکروویو · تندپزها
-
عملیات ریزموجی
-
اجاقهای ریزموجی · اجاقهای میکروویو · تندپزها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن