ترجمه "mid-" به فارسی
میانی midbrain یا [mid-June], وسط, پیشوند: میان بهترین ترجمه های "mid-" به فارسی هستند.
mid-
Prefix
Denoting the middle part [..]
-
میانی midbrain یا [mid-June]
-
وسط
It seems to be suspended in mid air, and for all I know, it is.
به نظر میآید که صخره وسط هوا معلق است و تا آنجا که من میدانم، همین طور است.
-
پیشوند: میان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mid- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mid-" با ترجمه به فارسی
-
نیمه ساز
-
ایالتهای ساحلی اقیانوس اطلس آمریکا
-
پاس میانی، پاس نیمه شب · پاس/کشیک نوبت نیمه شب تا چهار بامداد
-
موتور وسط
-
خودروی اندازه متوسط
-
یای مجهول
-
(زبان شناسی - واکه) میان زبانی · (شعر قدیم) رجوع شود به mid( amid' هم می نوشتند) · مخفف : middle · مخفف : midshipman · میان · میانه · میانی · نیمه · وسط · وسطی
-
به اندازه ی متوسط · جره · میان اندازه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن