ترجمه "midday" به فارسی
ظهر, نیمروز, نیمروزی بهترین ترجمه های "midday" به فارسی هستند.
midday
noun
دستور زبان
noon; 12 o'clock during the day [..]
-
ظهر
nounVettius is to meet him as he enters the city midday.
قراره وتيوس فردا ظهر در وروديه شهر به پيشوازش بره.
-
نیمروز
nounThe branches, wild with the brilliant glow of midday, seemed endeavoring to embrace.
شاخهها، دیوانه در روشنایی نیمروز، مثل این بود که میخواهند یکدیگر را در آغوش کشند.
-
نیمروزی
So we pushed the work by relays at speed through the midday heat
بنابراین کار را در گرمای نیمروزی به نوبت ادامه دادیم.
-
ترجمه های کمتر
- zohr
- ظهری
- بالاترین نقطه
- میان روز
- وسط روز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " midday " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "midday"
عباراتی شبیه به "midday" با ترجمه به فارسی
-
(کلیسای کاتولیک) چهارمین هنگام نیایش (از هفت هنگام) (به آن sext هم می گویند) · نماز ظهر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن