ترجمه "midget" به فارسی

کوتوله, كوتوله, ریزاندام بهترین ترجمه های "midget" به فارسی هستند.

midget noun adjective دستور زبان

(originally) A little sand-fly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوتوله

    That midget quarterback stole my girlfriend last year.

    اون کوتوله فوتباليه هم پارسال دوست دختر منو غر زد

  • كوتوله

    wasnt he a midget how did he become a ranger

    يه كوتوله تمام عيار بود ، مگه نه

  • ریزاندام

  • ترجمه های کمتر

    • گورزا
    • ریزه
    • کوچک
    • آدم بسیار ریزاندام
    • کوچولو موچولو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " midget " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "midget" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه