ترجمه "midmost" به فارسی

میان, وسط, بخش میانی بهترین ترجمه های "midmost" به فارسی هستند.

midmost adjective adverb دستور زبان

In the exact middle, or nearest to the exact middle; middlemost [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میان

    noun adposition

    It rolls the midmost waters of the world, the Indian ocean and Atlantic being but its arms.

    در میان کامل آبهای جهان قرار دارد و اقیانوس هند و اقیانوس اطلس همچون بازوهای آن هستند.

  • وسط

  • بخش میانی

  • ترجمه های کمتر

    • درست در وسط
    • درونی ترین
    • سری ترین
    • محرمانه ترین
    • میان ترین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " midmost " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "midmost" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه