ترجمه "might" به فارسی
قدرت, توان, زور بهترین ترجمه های "might" به فارسی هستند.
might
adjective
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) Power, strength, force or influence held by a person or group. [..]
-
قدرت
nounThe might of Elrond is in wisdom not in weapons, it is said.
قدرت الروند به قول معروف در حکمت اوست، نه در سلاحش.
-
توان
nounShe might look like the undead, but she can definitely cook.
ممکنه نيمه جون به نظر بياد ، اما قطعا ميتونه آشپزي کنه.
-
زور
nounThe gate guards would not let them through by night, though they might break through.
نگهبانهای دروازه شب به آنها اجازه ورود نمیدهند، مگر این که به زور راهشان را باز کنند.
-
ترجمه های کمتر
- نیرو
- انرژی
- بیانگر اجازه یادرخواست متواضعانه تر یا شرطی تر
- بیانگر میزان کمتری مسئولیت یا تعهد
- زمان گذشته ی : may
- فعل کمکی با معنی تقریبا شبیه به may با این ویژگی ها: بیانگر شک و تردید بیشتر از may
- قدرت فوق العاده
- نیروی برتر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " might " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "might" با ترجمه به فارسی
-
تعجبی ندارد
-
باشد که، بسا که، شاید، احتمالأ
-
نیروی مسلح - قوای مسلح - قوه قهریه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن