ترجمه "militant" به فارسی

جنگجو, رزمنده, رقابتی بهترین ترجمه های "militant" به فارسی هستند.

militant adjective noun دستور زبان

fighting or warlike; belligerent [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگجو

    adjective
  • رزمنده

  • رقابتی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • رزمی، رزمجو
    • متخاصم
    • غیور
    • جنگ طلب
    • در حال جنگ
    • ستیزه جو
    • قابل رقابت
    • مبارز (به ویژه برای پیشبرد هدف سیاسی یا مذهبی یا اجتماعی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " militant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "militant"

عباراتی شبیه به "militant" با ترجمه به فارسی

  • (بر ضد چیزی) عمل کردن · (در اصل) جنگیدن (با) · جانفشانی کردن · ستیزیدن · سربازی ک ردن · نفی کردن (با: against)
  • جنگجویی
  • اشتغال به جنگ · جنگجویی
اضافه کردن

ترجمه های "militant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه