ترجمه "milk" به فارسی

شیر, دوشیدن, شير بهترین ترجمه های "milk" به فارسی هستند.

milk verb noun دستور زبان

(uncountable) A white liquid produced by the mammary glands of female mammals to nourish their young. From certain animals, especially cows, it is a common food for humans as a beverage or used to produce various dairy products such as butter, cheese, and yogurt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    the liquid [..]

    In ethnic Iranian foods, you can see many products which are made of milk.

    در غذاهای ایرانی شما می توانید محصولات فراونی که از شیر به دست آمدند، ببینید.

  • دوشیدن

    verb

    To draw milk from (a mammal, especially a cow). [..]

    “‘When my watch says 5 a.m. I know Dad is rollin’ out to milk the cows.

    'وقتی ساعتم ۵ صبح را نشان میدهد، میدانم که پدر در راه برای دوشیدن گاو ها است.

  • شير

    Oh, at this rate, we'll never get any milk or eggs.

    با اين وضعيت ما عمرا شير و تخم مرغ بدست بياريم.

  • ترجمه های کمتر

    • عصاره
    • schir
    • امولسیون
    • درکشیدن
    • ریچار
    • گیاشیر
    • (از مار و غیره) زهر گرفتن
    • (جانوران) شیردادن
    • (شیر) دوشیدن
    • (غیر منصفانه) بهره گیری کردن
    • تلکه کردن
    • شير خام
    • شير كامل
    • شیر (خوراکی)
    • شیره ی سپید رنگ
    • هر آبگونه ی شیر مانند
    • کلاشی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " milk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Milk noun

a river that rises in the Rockies in northwestern Montana and flows eastward to become a tributary of the Missouri River

+ اضافه کردن

"Milk" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Milk در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "milk"

عباراتی شبیه به "milk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "milk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه