ترجمه "mime" به فارسی

پانتومیم, تقلید, مقلد بهترین ترجمه های "mime" به فارسی هستند.

mime verb noun دستور زبان

A form of acting without words; pantomime [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پانتومیم

    noun

    theatrical genre, performance art

    A mime artist signals to me that he'd like the salt and pepper.

    یک بازیگر پانتومیم 1 به من اشاره میکند که نمک و فلفل میخواهد.

  • تقلید

    noun

    miming the guitar riffs.

    ریفهای گیتار را تقلید میکنند.

  • مقلد

    Im very good at mimes and charades.

    من هنرپیشه و مقلد خوبی هستم.

  • ترجمه های کمتر

    • اداگر
    • وانما
    • (ادا نمایش) ادامایش
    • (نمایشی که در آن به جای کلام از حرکات دست و صورت استفاده می شود) نمایش لال بازی
    • (یونان و روم باستان) نمایش طنزآمیز
    • اداگری کردن
    • ادای کسی را درآوردن
    • تقلید درآوردن
    • تقلید کردن
    • در ادامایش شرکت کردن
    • شادمایش روحوضی
    • لال بازی درآوردن
    • هنر پیشه ی ادامایش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

MIME proper

(networking) Multipurpose Internet Mail Extensions, an Internet standard that extends the formatting and content capabilities of email. [..]

+ اضافه کردن

"MIME" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MIME در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "mime"

عباراتی شبیه به "mime" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه