ترجمه "mimic" به فارسی

تقلیدی, مقلد, ساختگی بهترین ترجمه های "mimic" به فارسی هستند.

mimic adjective verb noun دستور زبان

To imitate, especially in order to ridicule. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقلیدی

    Of course, aircraft wings already mimic the shape of birds’ wings.

    در کل طرح بال هواپیماها تقلیدی از بال پرندگان است.

  • مقلد

    There must be a thousand mimics between us and the pyramid.

    مطمئنا بين ما و هرم هزاران مقلد هست.

  • ساختگی

  • ترجمه های کمتر

    • اداگر
    • تقلیدگر
    • نمودین
    • والوچگر
    • والوچیدن
    • وانماگر
    • وانمایانه
    • وانمودشده
    • وانمودگر
    • وانمودین
    • دروغی
    • (معمولا برای دست انداختن) تقلید (کسی را) درآوردن
    • ادای کسی را درآوردن
    • تطابق پیدا کردن با
    • تقلید کردن
    • متمایل به تقلید (از دیگران و غیره)
    • همانند شدن با
    • همگون شدن
    • وابسته به تقلید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mimic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mimic

Mimic (comics)

+ اضافه کردن

"Mimic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mimic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "mimic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mimic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه