ترجمه "mingle" به فارسی

آمیختن, آشوردن, درآمیختن بهترین ترجمه های "mingle" به فارسی هستند.

mingle Verb verb noun دستور زبان

To mix; intermix; to combine or join, as an individual or part, with other parts, but commonly so as to be distinguishable in the product; to confuse; to confound. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمیختن

    verb

    To mingle with one's life a certain presence of the sepulchre,

    فکر زیر خاک رفتن را با زندگی آمیختن قانون عقل است،

  • آشوردن

  • درآمیختن

  • ترجمه های کمتر

    • سرشتن
    • (در مورد انسان) محشور شدن یا کردن
    • (نادر - با ترکیب اجزا) ساختن
    • قاطی شدن یا کردن
    • متحد کردن
    • مخلوط شدن یا کردن
    • مخلوط کردن
    • معجون کردن
    • ممزوج شدن
    • نشست و برخاست کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mingle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mingle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mingle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه