ترجمه "minister" به فارسی
وزیر, وزير, کشیش بهترین ترجمه های "minister" به فارسی هستند.
A person who is trained to perform religious ceremonies at a Protestant church. [..]
-
وزیر
nounpolitician who heads a ministry [..]
We've been friends even before he became a minister.
قبل از اینکه وزیر بشه ما با هم دوست بودیم.
-
وزير
Lacon and the minister baying at the door.
" ليکُن " و وزير دم در سر و صدا ميدادن.
-
کشیش
nounI, His ordained minister, almost rave in my restlessness.
من، کشیش گماشته او، حالا از فرط ناشکیبایی تقریباً به یاوه گویی افتادهام.
-
ترجمه های کمتر
- عامل
- شبان
- (در برخی بنیادهای کلیسای کاتولیک) سرپرست
- (در کلیسا) خدمت کردن
- (سفارتخانه) کاردار
- (قدیمی) تهیه کردن
- (مراسم کلیسایی) سرپرستی کردن
- (معمولا با: to) کمک کردن
- (نیازهای کسی را) برآوردن
- بخش کردن
- تدارک کردن
- تیمار کردن
- خدمت کردن
- شعر روستایی
- معاضدت کردن
- ندرك كمك
- پایمردی کردن
- پیشوای روحانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minister " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Minister" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Minister در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "minister" با ترجمه به فارسی
-
فهرست نخستوزیران ایران پس از مشروطه
-
صدر اعظم · صدراعظم
-
وزارت امور خارجه · وزیر امور خارجه
-
وزارت خارجه اسرائیل
-
فهرست نخستوزیران ایران پس از مشروطه
-
وزیر دفاع
-
صدر اعظم · صدراعظم · نخست وزیر · نخستوزیر
-
معاون نخست وزیر مالزی