ترجمه "mischievousness" به فارسی
شیطنت, رندی, فتنه بهترین ترجمه های "mischievousness" به فارسی هستند.
mischievousness
noun
دستور زبان
The characteristic of being mischievous; the tendency to make mischief. [..]
-
شیطنت
nounGoing out for exercise,' answered Jo with a mischievous twinkle in her eyes.
جو با چشمک شیطنت باری پاسخ داد: خیال دارم ورزش کنم .
-
رندی
noun -
فتنه
noun
-
ترجمه های کمتر
- نابکاری
- شرارت
- اذیت
- بدی
- بد ذاتی
- وسوسه شیطانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mischievousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mischievousness" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه کودک) شیطان · بازیگوش · بازیگوشانه · تخس · جادو شده · خیلی حساس · دوبهم زن · شر · شربپاکن · شرور · شهرآشوب · شیطان · فتنه آمیز · مفتن · هوسباز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن