ترجمه "misleading" به فارسی
غلط انداز, گمراه کننده بهترین ترجمه های "misleading" به فارسی هستند.
misleading
adjective
noun
verb
دستور زبان
Deceptive or tending to mislead or create a false impression. [..]
-
غلط انداز
a misleading impression, for Harry, Ron, and Hermione knew Hagrid to possess a very kind nature.
اما هری و رون و هرمیون میدانستند که حالت قیافهای او بسیار غلط انداز شده است زیرا او ذاتا خونگرم و مهربآن بود.
-
گمراه کننده
To call it a movement, as with all movements, perhaps, is a little misleading.
این که این را یک جنبش بنامیم مثل تمامی جنبش ها، شاید کمی گمراه کننده باشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " misleading " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "misleading" با ترجمه به فارسی
-
صورت های نادرست و گمراه کننده
-
از راه بدر کردن · اغفال کردن · اغوا کردن · بد راهنمایی کردن · به اشتباه انداختن · زیرپای کسی نشستن · فریب دادن · فریباندن · مغبون کردن · منحرف کردن (از راه راست) · کژ راه کردن · گمراه کردن · گول زدن
-
از راه بدر کردن · اغفال کردن · اغوا کردن · بد راهنمایی کردن · به اشتباه انداختن · زیرپای کسی نشستن · فریب دادن · فریباندن · مغبون کردن · منحرف کردن (از راه راست) · کژ راه کردن · گمراه کردن · گول زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن