ترجمه "misplacement" به فارسی
گذاشتن چیزی در جای عوضی ترجمه "misplacement" به فارسی است.
misplacement
noun
دستور زبان
Bad placement. [..]
-
گذاشتن چیزی در جای عوضی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " misplacement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "misplacement" با ترجمه به فارسی
-
(اعتماد یا محبت و غیره خود را) معطوف به آدم نامستحق کردن · (چیزی را) در جای خود نگذاشتن · در محل عوضی قرار دادن · رجوع شود به mislay · گم کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن