ترجمه "misshapen" به فارسی
ناقص, دژدیس, (به ویژه بدن) معیوب بهترین ترجمه های "misshapen" به فارسی هستند.
misshapen
adjective
دستور زبان
Having a bad or ugly form; deformed; malformed. [..]
-
ناقص
adjectiveBut what chance could a poor, misshapen child like you have against her heathen treachery?
اما يه بچه بيچاره و ناقص مثل تو مي تونه داشته باشه ، در مقابل خيانت هاي مشرکانه اون دختره ؟
-
دژدیس
-
(به ویژه بدن) معیوب
-
از شکل افتاده
No feet, just fleshy strips dangling from his waist, giving the appearance of thin, misshapen legs.
بدون پا؛ فقط رشتههایی گوشتی که از کمرش به پایین آویزان شدهاند و همچون ساقهایی لاغر و از شکل افتاده به نظر میآیند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " misshapen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "misshapen" با ترجمه به فارسی
-
بدریختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن