ترجمه "missy" به فارسی

دختر خانم, دخترک, (خودمانی - مصغر: miss) خانم کوچولو بهترین ترجمه های "missy" به فارسی هستند.

missy noun adjective دستور زبان

Of, or pertaining to, female clothing or clothing sizes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دختر خانم

    noun

    ou bring it, missy, and lay it down here

    دختر خانم خودت به یاورش و به گذارش همین جا.

  • دخترک

    noun

    Sell me the missis, See how smart she's made herself!

    این دخترک را به ما بفروش ببین چگونه آرایش کرده!

  • (خودمانی - مصغر: miss) خانم کوچولو

  • خانم کوچولو

    noun

    You don't win wars with toothpicks and cheddar cheese, missy.

    شما با چند تا خلال دندونو گير سر برنده نميشين خانم کوچولو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " missy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Missy proper

A diminutive of the female given name Melissa. [..]

+ اضافه کردن

"Missy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Missy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "missy" با ترجمه به فارسی

  • (زن) همسر · (عامیانه) زوجه · عیال
  • (زن) همسر · (عامیانه) زوجه · عیال
اضافه کردن

ترجمه های "missy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه