ترجمه "mistaken" به فارسی
اشتباهی, اشتباه کرده, خطا بهترین ترجمه های "mistaken" به فارسی هستند.
mistaken
adjective
verb
دستور زبان
Past participle of mistake [..]
-
اشتباهی
adjectivebut thou wilt see, Sancho, how mistaken thou art in thy conception of my misfortune.
لیکن سانکو، بعداً خواهی دید که تو در توجیه بدبختی من تا به چه حد در اشتباهی.
-
اشتباه کرده
adjectiveWe admit that Marius was mistaken as to his grandfather's heart.
این را هم بگوییم، ماریوس نسبت به قلب پدربزرگش اشتباه کرده بود.
-
خطا
I assured him, that he must be mistaken by almost half
گفتم که یقین خطا میکند و رقمی که میگوید دو برابر رقم واقعیست
-
ترجمه های کمتر
- درست درک نشده
- عوضی
- غلط
- مورد سوتفاهم
- نابجا
- نادرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mistaken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mistaken" با ترجمه به فارسی
-
اشتباه کردن
-
اشتباه · در اشتباه بودن
-
اشتباه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن