ترجمه "mixing" به فارسی
آمیختگی, آمیزه, ترکیب بهترین ترجمه های "mixing" به فارسی هستند.
mixing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of mix. [..]
-
آمیختگی
Little by little the sky was darkened by the mixing dust
اندکاندک آسمان از آمیختگی گرد و غبارها تیره تر شد.
-
آمیزه
nounLook at the toxic mix of unemployed graduates on our streets,
نگاهی به آمیزه ناخوشایند فارغ التحصیلان بیکار در خیابانهای ما بیاندازید،
-
ترکیب
nounAnd here is a puzzle based on color mixing.
و این هم یک پازل بر اساس ترکیب رنگها.
-
ترجمه های کمتر
- مخلوط
- مخلوطسازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mixing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mixing" با ترجمه به فارسی
-
مغشوش کردن
-
(عامیانه) کتک کاری · آشفتگی · بزن بزن · بلبشویی · درهم و برهمی · درهم گوریدگی · ژولیدگی
-
جنگلهاي مختلط مديترانهاي · جنگلهای مختلط همیشهسبز
-
آمیزه بازاریابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن