ترجمه "mixture" به فارسی

مخلوط, آمیختگی, آمیزه بهترین ترجمه های "mixture" به فارسی هستند.

mixture noun دستور زبان

The act of mixing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخلوط

    noun

    two or more substances which are mixed but not combined chemically

    What was the nauseating mixture they had poured on her plate?

    آن مخلوط تهوع آور چه بود که در بشقاب او میریختند؟

  • آمیختگی

    noun

    This mixture is a confession.

    این آمیختگی بم نزله یک اعتراف است.

  • آمیزه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آميختگی
    • ترکیب
    • معجون
    • آمیزش
    • آشورده
    • آمیغ
    • امتزاج
    • (شیمی ترکیب شیمیایی با این ویژگی ها:اجزادرصد ثابتی ندارند و خصوصیات فردی خود را از دست نمی دهند و با وسایل غیر شیمیایی قابل تفکیک هستند) هم افزوده
    • (نخ یا پارچه که از الیاف گوناگون ساخته شده است) نخ آمیخته
    • اختلاط و آشوردگی
    • عطر گل
    • پارچه ی آمیخته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mixture " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mixture" با ترجمه به فارسی

  • ورسک
  • آمیزه ای از مواد مخدر و مسکن و الکل که به عنوان دردکش برای بیماران مشرف به مرگ که درد شدید دارند تجویز می شود(Brompton cocktail هم می گویند)
  • مخلوط راسمیک
  • آمیزه ی بردو (آب و آهک و سولفات مس که در قدیم برای کشتن آفت بر برگ گیاهان پاشیده می شد)
  • مخلوطهای بذر
اضافه کردن

ترجمه های "mixture" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه