ترجمه "moan" به فارسی
ناله, ناله کردن, مویه بهترین ترجمه های "moan" به فارسی هستند.
moan
verb
noun
دستور زبان
a low, mournful cry of pain, sorrow or pleasure [..]
-
ناله
nounShe would spend days together moaning, unable to stir a finger.
چند روز بی آن که هیچ تصمیمی بگیرد، به آه و ناله میگذراند.
-
ناله کردن
verbHe groaned and moaned and thrashed around this way and that for a long time.
هی غلتید و ناله کرد و اهنوتلوپ کرد.
-
مویه
but perceiving that the music had now turned to sobs and heart rending moans
لیکن چون دیدند که موسیقی بدل به ناله و مویه شد
-
ترجمه های کمتر
- زاری
- شکوه
- ضجه
- نالیدن
- نیوه
- زاریدن
- موییدن
- آه و زاری کردن
- آه و ناله کردن
- با ناله گفتن
- شکوه کردن
- مویه کردن
- ناله (صدای ممتد و حزن انگیز یا حاکی از درد)
- نیوه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن